![]() |
![]() |
|
| سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت |
|
پایان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
تنهایم ... تنها تر از یک پرنده بال شکسته زیر باران غمگینم ... غمگین تر از یک آهوی زخم خورده زیر دندان شیر چه کسی می بیند ... اشک های پرنده ی بال شکسته ای را زیر باران و چه کسی می داند ... آهویی که زیر دندان شیر طعم مرگ را می چشد نیر آرزوی پرواز دارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
که معنای سکوت سرد شب را برایم بازگو کند هیچ کس نیست که در این وادی تنهایی شب ، دلم را ز غربت و تنهایی تهی کند هیچ صدایی نیست جز صدای باران که نوای فصلی دگر ، ز تنهایی را برایم ساز می زند و من نیز گوش فرا می دهم ، تا راز سکوت شب را بیابم ببار باران ببار که جز نوای تو هیچ نوایی دلم را به آرامش نمی رساند (( غریو عشق )) |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
ما چقدر فقیر هستیم روزی یک مرد ثروتمند ، سر بچه ی کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند ، چقدر فقیر هستند . آن دو یک شبانه روز در یک خانه ی محقر روستایی مهمان بودند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : " نظرت در مورد مسافرتمان چه بود ؟ " پسر پاسخ داد : " عالی بود پدر ! " پدر پرسید : " آیا به زندگی آنها توجه کردی ؟ " پسر پاسخ داد : " بله پدر ! " و پدر پرسید : " چه چیزی از سفر یاد گرفتی ؟ " پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : " فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا . ما در حیاتمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد . ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود ، اما باغ آنها بی انتهاست ! " با شنیدن حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر بچه اضافه کرد : " متشکرم پدر ، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم ! "
بی وفا یکی بود تو قصمون وفا نکرد رفت و پشت سرشم نگاه نکرد یکی بود زندگیشو هوس سوزوند آبروش رفت و دیگه اینا نموند یکی بود یکی نبود و یک پری یه بغل عاشقی های سرسری کی بود اون که طاقت گریه نداشت عاشق هوس شد و تنهام گذاشت کی بود کی بود اون تو بودی کاشــــــــکی از اول نبودی
پ.ن : آقا این دفعه چرت و پرتا با غریوه هاااااااا * فعلا فقط نمو * * نمو کیلویی چنده غریو اومد * سلام بر گولی گولیان عزیز حالا دیگه میاد و بهم میگه بیام و چرت و پرت بنویسم هی هی هی پررو نشیداااا چون این یه مسئله ی شخصی بین منو نمو اصلا به شماها ربطی نداره ای وا خدا مرگم بده نمو حالا نمی خواد تو هم قند تو دلت اب بشه خدا بیامرزه ایدا مجازیو ولی خودمونی ما خیلی وقت میشه نیومدم تو وبلاگ و از این چرت و پرتا نگفته بودم ای خداااااااا نمو رو بوقلمون کن تا اینقدر قول قول قول قولی قولی قول قول ( زبان رسمی بوقلومونا وقتی وارد دبیرستان میشن
پ.ن : اخیش عجب حالی کردم
* غریو * |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
*** تک تک تک تکدونه ای *** گل گل گل گلدونه ای *** تو تو تو تو قلب من *** تو تنها حبس شده ای *** دوست دوست دوست دوست داشتنی *** مه مه مه مهربونی *** با با با مزه ای *** شی شی شی شیرین زبون *** من من من عاشقتم *** تو تو تو نمی دونم *** دل دل دل دل می بری *** ناز ناز ناز ناز می خرم *** سه سه سه ستاره ای *** تو تو تو تو آسمون *** من من من تورو می خوام *** می می خوام پیشم باشی *** آ آ گه تو نباشی *** من من من تنها میشم *** بی بی بی بیا پیشم *** تا تا تا تنها نشم *** ای ای ای گل نازم *** دل دل دل به تو دادم *** ن می خوام دل تورو ** این اینجور تنها ببینم
اینم منم که با دمپایی می زنم رو سرت ولی بازم میگی منو دوست داری * غریو * ای غریوه خر .. مگه عروسیه از این شعرا گذاشتی ؟ وای دیدی همش به تو فحش دادم ... حالا همه فکر می کنن من چه ماهیه بی تربیتیم .. حالا برای قدر دانی از خرمگس ها هم که شده همه دستاتونو با تمام وجود بگیرین بالا و با هم زیره لب این چیزیو که من به نیابت از سلطانه خرمگسها می گم ویز ویز کنین پ.ن : آخ آخ آخ دیدین چی شد بچه ها ... پ.ن : راستی ..... پ.ن : میگماااا .. این غریو یه ذره زیاد تر از من درس خونده اینه که یه وقت این شعره رو جدی نگیرینااااا * نمو * * محصوله مشترکه نمو و غریو * |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
رفتمو ، تنهات مـــي ذارم به قلب خستم زدي نشونه
کی شعرو خوند ؟ و اما اون چیزی که قرار بود شما رو وادار به خوندنه شعر کنه
پ.ن : غلطش غلط نکنم غلط نکنه غلط نکنی خیلی ظابلوئه هااااااا .. هرکی پیداش نکنه مثله آیدا بیسواد... پ.ن : بده در راهه خدا .. جایه دوری نمیره ننه ...
* نمو * |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
عاشق شدی تا حالا...؟ مــی دونم که نبودی چون اگه عاشق بودی منو خوب درک می کردی حالا هنوزم دیر نیست می تونی عاشق باشی تا وقتی که تو باشی منم عاشق می مونم بیــــــــــــــا بیا کنارم کـه من چشم انتظارم اگـــه تو باشی پیشم منـــــــــــم پرنده میشم میرم به سوی آسمون سـتاره ها رو می چینم بـــه روی قلب عاشقت سـتاره هارو می ریزم نگو نــــــــــگو دلم رو با رفـــــتنت شکوندی چون دوست دارم برگردی با مـــــــــن ، دلم بمونی پس تا که دیر نشده اون قـــلب عاشقت رو بـــــه دل من هدیه کن تا با هــــــمدیگه باشیم کـــــــــــنار هم بمیریم
پ.ن : نه بابا زیادم زشت نبوداااا پ.ن :دیگه حرفام ته کشید ... * محصول مشترکه غریو و نمو *
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
سلام به همه دوستای عزیر قبل از هر چیز باید از همتون تشکر کنم که آبروی منو خریدید و بیشتر از نمو جون برام نظر گذاشتید ( یعنی همون بی نظری ) ***
*** حالا بی خیال بازم خوبه که نمو میاد آپ میکنه و شماها به وبلاگ یه سری می زنین هر چی باشه منم کار نمو رو قبول دارم و می دونم بهتر از من آپ میکنه آخه به خودم رفته دیگه ***
*** ولی مثل اینکه اون آیدا عنکبوته با سلاح سردش که شیشه نوشابست از نوع پارسی کولا خیلی داره نمو منو اذیت می کنه ***
*** خب حالا می خوام یه متنی واستون بزارم که البته دفتر شعر مقدسی در کار نیست که ازاونجا بردارم از کله ی مقدس خودم برداشتمش تقدیمشم می کنم به همه کسایی که هیچ وقت نفرت و کینه رو به دلشون راه نمی دن و به همیدگه با محبت برخورد می کنن و دل همدیگرو نمی شکنند ***
***
اگه یه روزی ستاره ی چشات دیگه واسم نور نداشت ... یه شب یه ستاره میشم ، میام و ستاره ی چشاتو می دزدم و با خودم می برمشون به کهکشون آسمون قلبم ، اونوقت تو آسمون قلبت ، میشم همون تک ستاره ی چشمک زن که مهمون برق نگاهت شده اگه یه روز یادت رفت که دوستت دارم ... یه شب یه نور کوچولو میشم آروم آروم میام و می شینم توی قلبت و می کوبم بهش که بهت بگم : هی ... تو ... خیلی دوستت دارماااااااا اگه یه روزی هواست نبود که دلم چقدر هواتو کرده ... یه قاصدک میشم و دوون دوون میام و می شینم رو شونه هات و یواشکی تو گوشت فریاد می زنم ... من دلم تنگه برات اگه یه روز فراموشت شدم ... میشم پرنده ی خیالت ، میام و میشینم رو بوم خونه ی قلبت و آروم بهش توک می زنم تا یادت بیارم : من دوستت دارم یه روز با تمام وجودم همه ی احساسم رو با قابی از رویا به مهمونی چشات میفرستم و تو حیاط خونه ی قلبت میشم اون گل سرخی که هروقت نگام کنی لبخند رو مهمون لبت کنم . ***
( نمو : این گله ماله منه هااااا ( غریو : عجب پورویی هستی تو |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
سیلام سیلام ... خوب حالا از اینا بگذریم ... می رسیم به شکایات مطرح شده از طرف خانم مجازی .. حالا از اینا هم بگذریم ..
آشنا با انتظارم نیستی همدم قول و قرارم نیستی سرو های باغ من خشکیده اند چون تو دیگر جویبارم نیستی خواب می بینم همیشه با منی وقتی بیدارم کنارم نیستی غنچه های انتظارم مرده اند راستی می گفتی بهارم نیستی از نگاه سرد تو آسان و سخت می شود فهمید یارم نیستی
پ.ن : اقا من دیگه خسته شدم .. پ.ن : نظر یادتون نره .. * نمو * |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
سلام سلام سلام به همه دوستای عزیز و بی وفای من که اصلا نمی پرسن من کجا رفتم و کجا هستم و چی شدم ولی سر انجام غریو عشق از تو کلاه شعبده بازی بجای خرگوشه ظاهر می شود دلم واسه وبلاگم تنگیده بود . البته دیگه تنها واسه خودم نیست آره دیگه چون منم نمی تونستم زیاد به وبلاگم برسم با پیشنهاد نمو تصمیم گرفتم نمو رو به وبلاگم دعوت کنم و دوتایی وبلاگو آپ کنیم خب منم تا الان که نتونستم بیام و نمو رو معرفی کنم از یه طرف سرم خیلی شلوغ بود از طرف دیگه گفتم که همتون نمو رو میشناسین و احتیاجی به معرفی نداره حالا هم میخوام واستون یه شعر بزارم که واسه روزیه که دلتون تنگ میشه که امیدوارم هیچ موقع دلتون دلتنگی کسی رو نکنه و همیشه در کنار اونایی که دوسشون دارید باشین دلم تنگه دلم تنگه دلم بدجوری دل تنگه بخون شعرو بخون آواز بخون تا من بمونم با تو با عشوه و با ناز بخون که دلم تنگه واسه اون صدای نازت بخون که چشام پر اشکه از فراغت بزن ساز و بخون آواز بزن تا من برم تا اوج با پرواز دلم تنگه دلم تنگه دلم بدجوری دلتنگه دلم حالو هواتو داره ای داد دلم حالو هواتو داره فریاد نوازش کن تو گوشم را با یک سازو با یک آواز نوازش کن تو چشمم را با اون برق نگاهایت با اون لبخند پر رازت بیا برگرد تو پیشم که بی تو من یکی ، درمونده میشم صدایم کن ، نگاهم کن منو با هرچی دلتنگی ، نا آشنایم کن تو شادم کن ، تو نازم کن منو با یه دنیا شور و مستی آشنایم کن در این شور و در این مستی ، تک و تنها تو شعرم باش و قلبم باش ... نیازم باش دلم تنگه دلم تنگه دلم بد جوری دلتنگه
راستی امروز تولدمه تولدمو به خودم تبریک میگم چون می دونم هیشکی نمی دونست که امروز تولدمه ولی اینجوری گفتم که دفعه ی بد پیشدستی کنید و زودتر تولمو بهم تبریک بگید و برنده ی یک دستگاه خودروی ماکسی ما شوید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
با سلام بر همگی ( به جز آیدا که همون طور که می دونین وجود خارجی نداره ) رفتنت شده یه عادت واسه این قلب شکسته بعد تو دل من حتی ، دل به کسی نبسته سفرات شده بهونه واسه در رفتن از خونه جای سایت روی دیوار ، یادگاری باز می مونه جای عطر پات رو قالی ، گل ها رو کرده هوایی به ! عجب ساده خیالی ساخته خونه ی پوشالی
حالا می رسیم به سوال *** پ.ن : بچه ها بازم تکرار می کنم فکر نکنین که ای آیدا وجود خارجی داره ها این آیدا اصلا وجود نداره .. آدم مجازیه .. پ.ن : هر کی نظر نده نفرینش می کنم تبدیل بشه به ماهی ( از این ماهیا که سبیل دارن پ.ن : از سره لجه آیدا ... ( یوووو هاااا ها ها )
* نمو * |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
سلاااااااااااااااااااااااااام بر همه ی افراد خوشتیپ و خوشگل ( به خودت نگیر با خودم بود ) حالا اتچانگ بیت اتنشن : می دونم خیلی سورپرایز شدین اما خوب می تونین با یه لیوان آب سرد تگری با مقدار زیادی قند و شکر کپنی توش ، خودتون رو آروم کنین (مخصوصا با توئما آیدا دیوونه به افتخاره باز گشایی دوباره ی وبلاگ و به مناسبت گردگیری و انداختن عنکبوتا تو قوطی امروز براتو یه شعر میزارم .. این شعر از تو دفتر شعرمه به احترام حاکم بزرگ میتیکومان تعظیم کنید ای حدیث زندگی ، تو رو می خونم بدون از جدایی ها نخون ، لحظه ای با من بمون رنگ عشق من تویی ، ساز و آوازم تویی تو مسیر زندگی ، اوج پروازم تویی توی باغ سبز دل ، غنچه ی ناز منی نوی شعر بی کسی ، راز و همراز منی حسرت عشق توئه ، تو وجودم نازنین تو که هستی بی نظیر ، در فراسوی زمین امتداد عشق من ، در غروب بی کسی ای گل نیلوفرم کی به دادم می رسی؟
پ.ن : به امید روزی که غریو خودش بیاد و نزاره این وبلاگ عنکبوت ببنده پ.ن : حالا این همه آیدا آیدا کردم فکر نکنی که این آیدا وجود داره هااااا .. این آیدا یک عدد آدم مجازیه ... * نمو * |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
به دیدن ِ من که میای ، با دسته گل به دست بیا وقتی که از پیشم میری ، دسته گلم با خود ببر به دیدن ِ من که میای ، با لبخندی رو لب بیا وقتی که از پیشم میری ، لبخندت رو گریه نکن به دیدن ِ من که میای ، غم هاتم با خودت بیار وقتی که از پیشم میری ، غم هاتُ تو دلم بزار به دیدن ِ من که میای ، تنهایی تو گریه نکن وقتی که از پیشم میری ، گریه های منم ببین به دیدن ِ من که میای ، نبینم تنها بمونی وقتی که از پیشم میری ، منم که تنها می مونم به دیدن ِ من که میای ، باغبون باغ دل میشی وقتی که از پیشم میری ، دلم بی باغبون می مونه به دیدن ِ من که میای ، منو با لبخند می بینی وقتی که از پیشم میری ، لبخند من گریه میشه به دیدن ِ من که میای ، دلم ستاره بارونه وقتی که از پیشم میری ، توی دلم تاریک میشه به دیدن ِ من که میای ، چشام پر از نگاه توست وقتی که از پیشم میری ، چشای من بی سو میشه به دیدن ِ من که میای ، اون وقته که نفس میکشم وقتی که از پیشم میری ، نفس ِ منم تموم میشه به دیدن ِ من که میای ، هوای دل بهاریه وقتی که از پیشم میری ، برگهای دلم زرد میشه به دیدن ِ من که میای ، وجودتم با خود بیار وقتی که از پیشم میری ، روح منم با خود ببر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
دیگه گفتن دوست دارم از دل من شسته شده هر کسی بهم میگه دوست دارم خنده شده دیگه دیدنت واسم یه آرزوی خام شده حتی شبا توی خوابم دیدن ِ تو مهال شده تا اینکه فهمیدم چرا به خواب ُ رویام نمی یای چرا دیگه سراغ من ، این قلب عاشق نمی یای چون دیگه دوسم نداری ، رفتی سراغ دیگری منو با این همه غمت اینجوری تنها می زاری برو دیگه ... پیشم نیا ، چون تنهایی من می میرم اگه بازم پیشم بیای تو را هم با خود می برم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
دیگه بالی واسه پرواز ندارم دیگه حرفی واسه گفتن ندارم دیگه عاشق شدن ِ پرنده رو باور ندارم دیگه راز مرغ عشق ُ باور ندارم دیگه حتی عاشق شدن کسی رو باور ندارم دیگه حتی گفتن دوست دارم رو باور ندارم تا وقتی که نیای پیشم به هیچی باور ندارم به هیچی جز خدای تو ، به چیزی باور ندارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
روز اول عشق ، روز تولد توست روز آخر عشق ، روز مرگ زندگیست روز اول عشق ، روز دیدار تو با یاس روز آخر عشق ، روز مرگ یاس خوش بوست روز اول عشق ، روز غروب غم هاست روز آخر عشق ، روز اوج غم هاست روز اول عشق ، روز با تو بودنه روز آخر عشق ، روز غصه خوردنه روز اول عشق ، روزپرواز تو با من روز آخر عشق ، روز بال زخمی تو روز اول عشق ، روز لبخند دل توست روز آخر عشق ، روز اشک روی چشمات روز اول عشق ، روز پیدا کردن ِ تو ست روز آخر عشق ، روز مرگ من کنار توست روز اول عشق ، روز من با روز توست روز آخر عشق ، روز من با تنهایی ست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
روزگاری ست که دلم ، عاشق یک یاس شده یاس خوش بو را ببین ، که با من همراز شده روزگاری ست که دلم ، غم رو یدک می کشه غم و غصه ی دلو ، واست یدک میکشه روزگاری ست که دلم ، بهونه ی چشات ُ کرده واسه دیدن چشات ، عشقُ بهونه کرده روزگاریست که دلم ، اشکِ غربت می ریزه غربت دلُ واست ، سرِ راهت می ریزه روز گاری است که می خوام ، اسم دلُ صدا کنم اسم یک ستاره رو ، تو آسمون صدا کنم اما یک بغضی تو دل ، راه این صدا رو بسته نمی زاره که بگم ، تنهایی دلم شکسته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
تنگ است دلم برگرد سنگ است دلم بر خیز آسمان تاریک و سرد چشمانم خیس و نمناک لبابم چون صحرایی خشک دست هایم سرد و بی مهر چشمانم به بیابان دوخته ست در پی سراب ِ عشق منتظر به روی عشق تو را عاشقانه می جوید که بیایی به سوی من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
گفتم : گر مرا از خود برانی ... می شکند دل شیشه ای ام راندی مرا از خود ... بشکست دل شیشه ای ام تنگ شیشه ای دل ... بشکست ز غم دوری ِ تو چون تورا دید ، مداوا گشت مرهمی گشت برای دل من حال به تو گویم .. که ای گل ناز ِ نازنینم اگه خواهی که بمیرم ... می توانی مرا از خود برانی که دگر خواهم مرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
هر چی غم ِ تو دنیا ، تو دل من پیدا میشه غم ِهزار ستاره ، تو دل من پیدا میشه وقتی تو پیشم نباشی ... غم منم بیشتر میشه چشمای من پر اشک میشه شب و روزم گریه میشه ای گل نازِ نازنین ، نازتو از من نگیر قربون اون ناز چشات ، چشماتو از من نگیر وقتی نگات که پیشمه ، چشمای نازت پیشمه تو دنیا چیزی نمی خوام چون از همه خوشبخت ترم اما نگات که نباشه ، چشمای نارت نباشه تو دنیا هیچی ندارم ، حتی ستاره ندارم هوا شده بهاری ای نازِ نازنینم چشمای تو خماره توی دلم بهاره صدا صدای چشمه ، توی دلم می جوشه وقتی که پیشم نباشی ، چشمه ی دل خشک میشه بیا بیا کنارم ، واسه چشات خمارم اگه نیای تو پیشم ، منم پژمرده میشم ببین ببین صدامو، صدای غم ِعشقه غم ِعشقه پرنده ست ، که تو چنگل غریبه ببین ببین دلم رو ، اون دل تنهایم رو هر چی میگم به دنیا ، داشتن تو محال دنیا میگه برو تو، خدا پشت و پناته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط غریو عشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه دوستانی که میان به غریو تنهایی من سر می زنن و گاهی با نظرات قشنگشون باعث دلگرمی این دل تنها میشن . دلی که تنهایی رو دوست داره و تنها میمونه تا وقتی که دوران این تنهایی به پایان برسه . من این وبلاگ تقدیم می کنم به همه کسانی که یه جورایی دلشونو عادت دادن به تنهایی و تو زندان تنهایی شون یه کلبه ی عشقی ساختن که ورود هر عشقی به داخلش ممنوعه . واسه همه دوستای عزیزم آرزو می کنم که دلاتون همیشه با طراوت باشه و دریچه ی دلتونو واسه کسی باز کنین که شایسته ی دل مهربونتون باشه
عشق فوران می کند چون آتشفشان سرازير ميشود چون آبشاری عظيم دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم ××× نمو : آى آى به حرفش گوش نکنین این وبلاگ به هیچکی تقدیم نشده الکی دلتونو صابون نزنین ماله خودمه.... خلاصه اینکه اگه نظر ندی شب میام به خوابت که دیگه سر از متکا بلند نکنیاااااااا ....یووو ها ها ها .... |
| نویسندگان |
|
غریو عشق نمو |
|
RSS
|